تبليغاتX
سنگستان

سنگستان

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

نمی توانستم دیگر نمی توانستم

صدای پایم از انکار راه بر می خاست

ویاسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود

و آن بهار  آن وهم سبز رنگ

که بر دریچه گذر داشت با دلم می گفت

"نگاه کن

تو هیچگاه پیش نرفتی

 تو فرو رفتی".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 8:46  توسط سمانه  | 

دوستان  تا حالا تو زندگی  کامپیو ترتون خراب شده؟!!

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 9:47  توسط سمانه  |