نمی توانستم دیگر نمی توانستم
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
ویاسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت با دلم می گفت
"نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی".
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 8:46  توسط سمانه
|
