تبليغاتX
سنگستان

سنگستان

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

حافظه ام می گوید:"من این کار را کرده ام "

اما غرورم می گوید :"من نمی توانم چنین کاری کرده باشم" و محکم می ایستد.

سرانجام  حافظه جا می زند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1385ساعت 14:21  توسط سمانه  | 

تا حالا افتادی ؟!

خب معلومه! چه سوالیه که می پرسی" افتادن مال دانشجواست مشروط شدن هم مال دانشجواست "این جملات قصار مال من نیست این از سخنان معروف و گوهر بار یکی از اساتید است که حتما معرف حضورتون هستند آخه میدونید ما یه استاد داریم که همه ی حرفاشونو باید باید طلا گرفت (کافیه حدس بزنید مطمئنم حدستون درسته)   که اگر ایشان می خواستند این سخنشون رو تکمیل کننداینجوری می شد که"... ما فقط کمک میکنیم که دانشجو راحت تر بتونه از این حقوق حقه اش استفاده کنه همین"

 خب از بحث خارج نشیم

می خوام بدونم اون موقعی که می افتی در اون لحظه حساس و هیجان انگیز چه حسی داری و به چی فکر می کنی و اصلا چی کار می کنی؟(خب می خوام بدونم دیگه! همینجوری )-

۱.به طور کاملا منطقی در کمتر از چند صدم ثانیه با خودتان کنار می آییدو افتادن رو حق مسلمتان (البته علاوه بر انرژی هسته ای)می دانید و می گویید:چه خوب که افتادم حالا  می توانم یک بار دیگر این درس را بخوانم و بهتر بفهمم

۲.این استاده دیوانه است ای ....ای....شده..ای........(شرمنده  مجبور به حذف این قسمتها شدم )

۳.الهی جز جیگر ...الهی خدا بگم....الهی تریلی ۱۸ چرخ... الهی....

۴.گریه می کنییییییید    ضجه می زنیییییید همزمان با موارد۲و۳

۵.به سوی اتومبیل استاد مربوطه حمله ور می شوید و...

۶.او را به وجدانش وا می گذارید

۷.به سرعت در جهت ریکاوری روحیه ی از دست رفته ی خود بر می آئید و همان جا تصمیم می گیرید در ترم بعد  درس را با بالاترین نمره پاس کنید تا چشم استاد مربوطه در آید

۸.به شدت سعی می کنید تمام عواملی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم سهمی در افتادن شما داشتند از طرز لباس پوشیدن استاد گرفته تا ابری بودن هوا در روز امتحان یا نداشتن مداد نوک تیز یا پایین آمدن قند خون و.... را بیابیدو بر شمارید و تا شاید مبلغی از تا ثرات روحیتان بکاهد .

۹.مطابق هر ترم تصمیم به تغییر رشته  ـ دانشکده   وحتی شهر می گیرید

۱۰.دچار مشکلات فلسفی می شوید:" من اصلا به اجبار این رشته رو انتخاب کردمو این راه زندگی من نیست "-"این رشته نه به درد دنیا می خورد نه آخرت"-"علم بهتر است یا ثروت"-"مرغ اول بود یا تخم مرغ"!!!!!!و  ...

۱۱.کلیه ی شیوه های موثری چون تملق گویی پاچه خاری و... به کار می برید تا شاید ...

نظرتون چیه ؟کار دیگه ای هم می شه کرد آیا؟آیا بهترین کار چیه ؟یعنی منظورم اینه که آیا   مثلا  ۶۸ نفر ی که از۹۰ نفر یا ۴۰ نفر ی که از۹۰نفر می افتند باید چی کار کنند؟؟اصلا چی کار می تونن بکنند آیا؟!!

بگو دیگه! نکنه می خوای بگی تا حالا نیفتادی؟!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 0:36  توسط سمانه  | 

من چند وقتیه که به دلیل مشغله ی زیاد (!!)نمی تونستم زود به زود آپ کنم نه باور کنید به خاطر امتحانا نبوده هنوزم تقریبا همونطوریه ولی خب مطمئنم بالاخره روزی فرا خواهد رسید که هر ۸ساعت یکبار بآپم تا هر جور شده کل این نگارو بخوابونم

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 1:12  توسط سمانه  |